سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

519

تاريخ ايران ( فارسى )

خود را بر آنجا تجديد نمود و بوسيلهء مداخله و وساطت ابراهيم خان بمى ناحيه پس از ناحيه را به خاك ايران ضميمه ساخت . سرفردريك گولدسميد « 1 » كه نخستين مدير تلگرافات در ايران بود در 1864 متوجه شد كه در مغرب گوادر هيچگونه مأمور رسمى ثابتى وجود ندارد كه بتواند با او داخل مذاكره و قرارى بشود و اين حاكى از لياقت و مهارت و كاردانى اوست كه خط تلگراف در آن ناحيه تكميل و به كار انداخته شد . بنابراين نه‌تنها از نظر كشيدن تلگراف و نيز حفاظت و نگهدارى آن بلكه براى حفظ منافع استان تحت الحمايهء كلات و بالاخره حفظ منافع خود ايران چنين صلاح ديده شد كه مرز ثابت مشخصى تعيين گردد و براى اجراى اين منظور باب مذاكرات مفتوح شده و منجر به توافق نظر براى يك كميسيون مشترك از بريتانياى كبير و ايران و كلات گرديد . ليكن بواسطهء اشكال‌تراشى و تعرضات دائمى كميسر ايران و خصومت ابراهيم خان بايد گفت هيچگونه پيشرفتى حاصل نشد ، تا آنكه ژنرال گولدسميد بسوى گوادر حركت نمود . در آنجا ماژورلوت « 2 » كه مرز مورد بحث را بازديد و نقشه‌بردارى كرده و ميتوانست اطلاعات جمع شدهء قبلى را در اين ناحيه كامل سازد به او پيوست . پس از آن كميسر بريتانيا نظريهء خود را داده به اين معنى كه مرز ايران را از يك نقطه‌اى واقع در مشرق كواتار ( كه نبايد با گوادر اشتباه شود ) تا كوهك محدود و معين نمود . شاه اين خط سرحدى را كه با نظريات و دعاوى ايران موافق و مساعد بود پس از كمى درنگ قبول نمود . گولدسميد از اين موفقيتى كه نصيب او شده بود مورد تحسين قرار گرفته و براى دست زدن بيك كار مشكل‌ترى تشويق و ترغيب گرديد . مسئلهء سيستان ، مرحلهء اول 1870 - 1863 م يكى از مهمترين مسائلى كه دولت انگليس پس از امضاء معاهدهء پاريس مواجه با آن شد مسئلهء سيستان بوده است . اين ولايت دلتائى اصلا متعلق بايران بوده ولى بدست احمد شاه ضميمه شده و قسمتى از قلمرو جانشين او را تشكيل ميداد . در منازعات و كشمكش‌هاى داخلى براى

--> ( 1 ) - Sir Fredric Goldsmid ( 2 ) - Lovett